زاهدي از خوان رضا توشه گير

شاعر : امير خسرو دهلوي

گشت ز غوغاي جهان گوشه‌گيرزاهدي از خوان رضا توشه گير
خاک زمين صندل پيشانيششد ز بسي سجده‌ي پنهانيش
داشت ز توفيق خدا ياوريتا به نود سال درين داوري
سوي نهان خانه‌ي رازش گذشتصبح دمي خضر ز خضراي دشت
معرفت هر دو سرا داده‌اندگفت ز علمي که مرا داده‌اند
مي کني و مي نپذيرد خدايمي نگرم کاين عمل صدق زاي
استنم از طرب افشاند و گفتپير ز حالت چو گلي بر شگفت
آنکه نگه مي‌کند آنم نه بسگر نپذيرد ز من هيچ کس
آن که خدائيست برانم چه کارمن عمل خويش کنم بنده وار
طاعت يزدان کن و بسيار کنخسرو اگر دين طلبي کار کن